معنی اعتدار
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نیک باریدن باران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). باریدن باران به آن اندازه که سیلان و جریان یابد. (از اقرب الموارد). || بسیار شدن آب. (منتهی الارب). فراوان شدن آب در مکانی. (از اقرب الموارد). || تر و سیراب گردیدن جای از آب. (منتهی الارب) (آنندراج). تر شدن جای از آب باران. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر