معنی اعتداء
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) ستم کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). بیداد کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). ظلم. ستم. تجاوز از حق و عدل. (یادداشت بخط مؤلف). || از حد درگذشتن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (ترجمان القرآن تهذیب عادل بن علی). خروج از سنت مأثوره. تعدی. (یادداشت بخط مؤلف). عدوان. اعتساف. ظلم. تطاول. جور. مظلمه.
کلمات همقافیه با «اعتداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر