معنی اعتبار گرفتن
5 بازدید
[ اِ تِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) پند گرفتن. عبرت گرفتن. از چیزی یا کسی اندرز و عبرت گرفتن : ملک بر پادشه قرار گرفت روزگار آخر اعتبار گرفت. انوری (دیوان ص ۶۴). شگفتی نگه کن بکار جهان وزو گیر بر کار خویش اعتبار.ناصرخسرو. آنهمه رفتند و ما ای شوخ چشم هیچ نگرفتیم از آنها اعتبار.سعدی. بگناه عشقبازی بکشم که هرکه چون من ز تو چشم مهر دارد ز من اعتبار گیرد. شفائی اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «اعتبار گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر