معنی اعتبار کردن
5 بازدید
[ اِ تِ کَ دَ ] (مص مرکب) اعتماد و اطمینان کردن. چیزی را تکیه گاه ساختن : به یک دل بوده محتاج آن خم زلف از پریشانی من از اول به این طرار کردم اعتبار دل. اثر شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «اعتبار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر