معنی اعامة
6 بازدید
[ اِ مَ ] (ع مص) بی شیر گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اعامهٔ خدا کسی را؛ بی شیر فروگذاشتن وی را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || بی شیر شدن. یقال: اعامه اللََّه؛ ای ترکه بغیر لبن فاعام هو. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغة). بی شیر بگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی). || کم شیر گردیدن قوم. (منتهی الارب). کم شیر شدن قوم. (ناظم الاطباء). اعامهٔ قوم؛ کم شدن شیر آنان. (از اقرب الموارد). || اعامهٔ قوم؛ هلاک شدن شتران آنان و در نتیجه بدست نیاوردن شیر. (از متن اللغة). || اعامهٔ خانه؛ گذشتن سالها بر آن. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «اعامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر