معنی اعاذة
4 بازدید
[ اِ ذَ ] (ع مص) نو زاییدن آهو و جز آن، یقال: اعاذت و اعوذت. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نو زاییدن. (آنندراج). اعاذة و اعواذ ناقه و هر ماده ای؛ زادن آن و در پناه گرفتن بچه، آن بچه را تا هفت یا ده یا پانزده روز و آن ناقه یا حیوان را عائذ و معیذ و معوذ خوانند و پس از سپری شدن مدت در پناه گرفتن بچه را مُطفِل نامند. اعاذهٔ آهو؛ نو زاییدن آن. (از متن اللغة). || اعاذهٔ به فرزند؛ ماندن با آن. (از اقرب الموارد). || ملتجی گردانیدن. || بازداشت خواستن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). و اعواذ مثله. (ناظم الاطباء). || اعاذة و اعواذ کسی را؛ دعا کردن وی را تا از آسیب محفوظ ماند و گفتن به وی: خدا ترا پناه دهد و رقیه خواندن وی را. (از اقرب الموارد). || کسی را به پناه و جوار دیگری بردن. پناه دادن. (ترجمان ترتیب عادل ص ۱۵). در پناه گرفتن. در پناه بردن. (از اقرب الموارد). - اعاذنا اللََّه؛ پناه دهد ما را خدای. در تداول فارسی، گاه اعاذنا اللََّه بجای استغفر اللََّه و هرگز، همچون قید یا صوت بکار رود. - اعاذنا اللََّه من شرور انفسنا؛ پناه دهد ما را خدای از ناهنجاری های خودمان.
کلمات همقافیه با «اعاذة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذة» برای سرودن شعر