معنی اعاده کردن
6 بازدید
[ اِ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) دوباره به جای خود برگشتن. || سخن را دوباره گفتن. (ناظم الاطباء). بازگفتن. || باز سرگرفتن. از سر گرفتن دوباره کردن کاری. باز کردن کاری. (یادداشت مؤلف). تکرار کردن. مکرر کردن. از نو کردن : و باروی شهر را خراب کرد دیگر باره اهل قم آن را اعاده کردند و بنا نهادند. (تاریخ قم ص ۳۵). || عود دادن. بازگرداندن. برگردانیدن. عودت دادن. مراجعت دادن. اعاده دادن : بازآمدی ای بخت همایون بسعادت جانی به تن زندهٔ ما کرده اعادت. سلمان ساوجی (از آنندراج). - اعادهٔ صحت کردن؛ افاقه حاصل کردن. بهبود یافتن. و رجوع به اعاده و اعادت و اعادة شود. - اعادهٔ نظر کردن؛ بازدید کردن. تجدید نظر کردن. و رجوع به اعاده کردن و اعاده و اعادت شود.
کلمات همقافیه با «اعاده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر