معنی اعادت
6 بازدید
[ اِ دَ ] (ع مص) اعاده. اعادة. رجوع به دو صورت مذکور شود. و با لفظ کردن و شدن مستعمل. (آنندراج). رجوع به ترکیبات کلمه شود: سخن که از دهان برون رفت و تیر که از قبضهٔ کمان گذر یافت و مرغ که از دام پرید اعادت آن صورت نبندد. (مرزبان نامه). مرا بروز قیامت مگر حساب نباشد چو هجر و وصل تو دیدم بسم ز موت و اعادت. سعدی (طیبات). - اعادت کردن؛ اعاده کردن : برخی از آنچه بر سر او رفته بود اعادت کرد. (گلستان). و رجوع به اعاده کردن شود. || بیمارپرسی. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اعادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر