معنی اظفور
6 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) ناخن انسان. (از متن اللغة). ناخن. ج، اظافیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (قاموس عصری انگلیسی بعربی). ظُفر، یقال: بینهما قیس اظفور. ج، اظافر. (اقرب الموارد). || کمان. ج، اظافیر. (از متن اللغة). || ریزه هایی که بر شاخ درخت انگور پیچیده گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || ناخن گیر. مقص الاظافر یا مقراض . (قاموس عصری عربی به انگلیسی).
کلمات همقافیه با «اظفور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر