معنی اظرار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اظرار مرد؛ راه رفتن وی بر روی سنگ های تیز و سخت. (از اقرب الموارد). راه رفتن بر سنگ های تیز و سخت. (از متن اللغة). رفتن بر سنگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رفتن بر سنگهای تیز. (تاج المصادر بیهقی). || اظرار رونده؛ افتادن وی در سرزمین پر از سنگ تیز و سخت. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اظرار زمین؛ فزونی یافتن سنگهای تیز و گرد آن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). - امثال: اَظِرّی فانکِ ناعلة؛ به طاء معروف تر است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مَثَلِ «اَطِرّی فانکِ ناعلة» در ذیل مدخل اِطْرار شود.
کلمات همقافیه با «اظرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر