معنی اطهار
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ طُهر، طهارت، نقیض نجاست. نقیض حیض. (از متن اللغة). جِ طهر، پاکی از حیض و جز آن. ایام پاکی زن از حیض. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). روزهای رهائی زن از حیض. (از متن اللغة). و رجوع به طُهر شود. || (ص، اِ) جِ طاهر. (متن اللغة) (ناظم الاطباء). جِ طاهر، پاکیزه. (منتهی الارب) (آنندراج). پاکها و پاکیزه ها. (فرهنگ نظام). رجوع به طاهر شود. - ائمهٔ اطهار؛ امامان پاک و معصوم. دوازده امام شیعیان. - دین اطهار؛ دین پاکان : خدایگان زمان و زمین مظفر دین که ظاهر است بر اعلاء دین اطهارش. سعدی.[ اِطْ طِ ] (ع مص) غسل کردن از حیض. (از متن اللغة). تَطَهُّر. (متن اللغة). پاک کردن. (از منتهی الارب) (آنندراج). || اطهار از گناه؛ منزه شدن و دست بازداشتن از آن. (از متن اللغة).[ اَ ] (اِخ) از نواحی حائل است و حائل میان دو ریگزار است بین جراد و اطهار. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اطهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر