معنی اطناف
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ طَنف و طُنف و طَنَف و طُنُف. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). تندی از کوه بیرون برآمده و آنچه برآید از کوه و سر کوه. (آنندراج). رجوع به کلمه های مذکور شود. || جِ طُنُف، افریز دیوار یا آنچه از خارج مشرف بر بنا باشد و آن را کنة خوانند. و مجمع مصر آن را بر افریزی که بسیار نمایان باشد اطلاق کرده است که بفرانسه مارکیز خوانند. و مجمع شیخ محمد عبده طنف را بر محلی که امروز بالکن می نامند اطلاق کرده است. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «اطناف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر