معنی اطرش
8 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ص) کر. ج، طُرْش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آنکه آلت شنوایی وی از کار بازماند. مؤنث: طَرْشاء. (از اقرب الموارد). گران گوش. (مهذب الاسماء).[ اَ رَ ] (اِخ) (متولد ۱۹۱۷ م.) فرید. موسیقی دان و آهنگ ساز و هنرپیشهٔ معاصر عرب که در سویداء سوریه به جهان آمد و سپس با مادر و خواهر خویش به مصر رفت و در آنجا در هنر شهرت یافت. نخستین فیلمی که در آن شرکت جست فیلم «انتصار الشباب» در سال ۱۹۴۱ بود. از جمله تصنیفهای وی می توان اینها را نام برد: ختم الصبر، بنادی علیک، یا ریتنی طیر، یا داخلین ارضنا، انا و انت انا و انت. (از الموسوعة).[ اَ رَ ] (اِخ) نام خاندانی است در جبل دروز که در حوادث انقلاب مردم آن ناحیه بر ضد فرانسه (۱۹۲۵ م.) شهرت یافتند. (از اعلام المنجد).
کلمات همقافیه با «اطرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر