معنی اطرابزندة

معنی اطرابزندة

5 بازدید
[ اَ بَ زُ دَ ] (اِخ) از شهرهای مهم روم (روم شرقی) بر کنار دریای قسطنطنیهٔ شرقی معروف به دریای بنطس است. و کوه قیق به این شهر منتهی میشود و آنگاه دریا آن را قطع میکند. این شهر مشرف بر دریاست و آب دریا چنان سرتاسر گرداگرد آن را فراگرفته که گویی خندقی در گرد شهر کنده اند. و آن را پلی است که هرگاه دشمنی قصد شهر کند آن را قطع میکنند. شهر مزبور دارای روستاهای پهناور است. و در مقابل آن شهر کراسنده بر ساحل غربی این دریاست و بیشتر مردم آن راهبانند. اطرابزنده از اعمال قسطنطنیه است و سراسر ولایت آن کوههای سخت است. (از معجم البلدان). رجوع به حلل السندسیة ص ۴۷ و مراصد و طرابزون و طرابوزان و طرابزنده و طربزون در همین لغت نامه و قاموس الاعلام شود.

کلمات هم‌قافیه با «اطرابزندة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید