معنی اطر
5 بازدید
[ اَ ] (ع مص) مایل گردانیدن چیزی. (از اقرب الموارد). بخمانیدن کمان. (تاج المصادر بیهقی). مایل گردانیدن و خم دادن کمان و جز آن. (ناظم الاطباء). مایل گردانیدن چیزی و خم دادن کمان. (منتهی الارب). || پی پیچیدن بر سوفار تیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پی بر سوفار تیر بپیچیدن. (تاج المصادر بیهقی). || اِطار ساختن برای خانه. || (اِ) خم و کجی کمان و ابرو. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). تسمیه به مصدر است. (ناظم الاطباء).[ اُ طُ ] (ع اِ) جِ اِطار. (ناظم الاطباء). رجوع به اِطار شود.[ ] (اِخ) نام کتابی هندی در اشربه که بعربی نقل شده است. (فهرست ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «اطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر