معنی اطد
6 بازدید
[ اَ طَ ] (ع اِ) شاخهای عوسج و آن نوعی از درختهای خاردار است. (منتهی الارب) (آنندراج). شاخه های عوسج که نوعی از درخت خاردار است. (ناظم الاطباء).[ اَ طَ ] (اِخ) زمینی است نزدیک کوفه از جهت دشت که سپاه مسلمانان در نخستین ایام فتوح بدان فرودآمد. زبرقان بن بدر گفت: سیروا رویداً فانا لن نفوتکمُ و ان ما بیننا سهل لکم جدد ان الغزال الذی ترجون غرّته جمع یضیق به العتکان او اطد. ابن اعرابی گوید عتکان و اطد وادیهایی باشند بنی بهدله را. (از معجم البلدان).[ اَ طَ ] (اِخ) لهجه ای است در اَطَط و آن موضعی است میان کوفه و بصره پس مدینهٔ آزر. (یادداشت مؤلف). رجوع به اطط شود.
کلمات همقافیه با «اطد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طد» برای سرودن شعر