معنی اضغاء
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ببانگ آوردن کسی را و برانگیختن کسی را بر بانگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). برانگیختن به ضُغاء، و ضغاء بمعنی بانگ روباه و گربه و مانند آن است. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «اضغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر