معنی اضعف
6 بازدید
[ اَ عَ ] (ع ن تف) ضعیف تر. (غیاث) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سست تر و ناتوان تر. (ناظم الاطباء): {/Bأَضْعَفُ نََاصِراً؛۸-۹۷۲:۲۴/} ناتوان تر از راه مددکاری. {/Bأَضْعَفُ جُنْداً؛۲۶-۲۷۱۹:۷۵/} ناتوان تر از راه لشکر. ترنو بطرف فاتن فاتر اضعف من حجة نحوی.ابن فارس. - امثال: اضعف من بروقة. اضعف من بعوضة. اضعف من بقة. اضعف من فراشة. اضعف من نارالحباحب. اضعف من ید فی رحم.
کلمات همقافیه با «اضعف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عف» برای سرودن شعر