معنی اضارع
6 بازدید
[ اَ رِ ] (ع ص، اِ) جِ اضرع. (از معجم البلدان). رجوع به اضرع شود.[ اَ رِ ] (اِخ) برکه ای است از کنده های اعراب در سمت غربی راه حاجیان که متنبّی آنرا در این بیت آورده است: و مسی الجمیعی دئداءها و غادی الاضارع ثم الدنا. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اضارع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر