معنی اصهاء
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) روغن مالیدن بچه را و در آفتاب گذاشتن آنرا. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و باعث این بیماریی است که میرسد او را. (منتهی الارب). مالیدن روغن به کودک و در آفتاب گذاشتن وی به سبب بیماریی که بدان مبتلا شده است. (از اقرب الموارد). || بدرد آمدن صهوهٔ اسب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به صهوة شود.
کلمات همقافیه با «اصهاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر