معنی اصمئکاک
6 بازدید
[ اِ مِ ءْ ] (ع مص) خشم گرفتن مرد. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب). || نیک ستبر شدن شیر. (از منتهی الارب) (از قطر المحیط). نیک ستبر شدن شیر بدانسان که چون پنیر گردد. (از اقرب الموارد). || تر شدن زمین از باران. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصمئکاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر