معنی اصلجو
6 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) جویندهٔ اصل. جویندهٔ قاعده و حقیقت : پس بدان این اصل را ای اصل جو هرکه را درد است او برده ست بو.مولوی.
کلمات همقافیه با «اصلجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر