معنی اصفران
5 بازدید
[ اَ فَ ] (ع اِ) زر و زعفران. (السامی فی الاسامی) (مهذب الاسماء) (بحر الجواهر). اهلک الناس الاصفران؛ ای الذهب و الزعفران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || یا زعفران و ورس. یا زعفران و مویز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «اصفران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر