معنی اصفرار
4 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) زرد شدن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۱۴) (منتهی الارب) (آنندراج). اصفیرار. (منتهی الارب) (آنندراج): آثار اصفرار بر صفحات رخسار او ظاهر شده بود. (سندبادنامه ص ۱۸۹).
کلمات همقافیه با «اصفرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر