معنی اصعجور
5 بازدید
[ ] (اِخ) والی معتمد بر اهواز پس از قتل منصور بدست زنگیان بود. (از کامل ابن اثیر ج ۷ ص ۱۰۱). و در ص ۱۰۲ ذیل حوادث سال ۲۵۹ هـ . ق. و ذکر احوال زنگیان به اهواز آرد: و حاکم اهواز پس از منصوربن جعفر مردی بود که وی را اصعجور میگفتند. و هنگامی که خبر زنگیان به وی رسید از شهر خارج شد و سپاهیان او با سپاهیان زنگیان در دشت میشان با هم تلاقی کردند و اصعجور منهزم شد و شیرک که با وی بود کشته شد و گروه بسیاری از همراهان وی مجروح گردیدند و اصعجور غرق شد.
کلمات همقافیه با «اصعجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر