معنی اصطفان
5 بازدید
[ اِ طِ ] (اِخ) واعظ اسکندرانی. او راست: کتاب الاحکام. (از فهرست ابن الندیم). ظاهراً وی اصطفن یا اصطفانوس اسکندرانی است. رجوع به اصطفن اسکندرانی شود.[ اِ طِ ] (اِخ) ابن بسیل یا اصطفن بن باسیل. یکی از مترجمان بود که در عهد عباسیان بسیاری از کتب طبی را از یونانی بعربی و سریانی برگردانیده است. وی از شاگردان حنین بن اسحاق (۱۹۴ -۲۶۰ هـ . ق.) بود و مذهب عیسوی داشت و از پزشکان دربار المتوکل عباسی بشمار میرفت. رجوع به هرمزدنامهٔ پورداود ص ۹، و اصطفن بن باسیل شود.
کلمات همقافیه با «اصطفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر