معنی اصرع
4 بازدید
[ اَ رُ ] (ع اِ) جِ صَرْع. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به صَرْع شود. جِ صَرْع، بمعنی گونه ای از گونه ها. (منتهی الارب) (قطر المحیط). || جِ صِرْع. (المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به صِرْع شود.
کلمات همقافیه با «اصرع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر