معنی اصد
6 بازدید
[ اُ صَ ] (ع اِ) جِ اُصْدة. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به اُصْدة شود.[ اِ صَ ] (ع اِ) جِ اِصْدة. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب). رجوع به اِصْدة شود.[ اُ صُ ] (ع اِ) جِ اِصاد. (قطر المحیط). رجوع به اصاد شود.
کلمات همقافیه با «اصد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صد» برای سرودن شعر