معنی اصحاب رس
6 بازدید
[ ا ب رس س ] (اخ ) ابوالفتوح آرد: رس ّ در لغت هر چیزی باشد کنده چون چاه و گور و معدن و جمع او رساس بود. قال سبقت الی فرط باهل سایله یحفرن الرساسا. ابوعبیدة گفت : رس هر آن چاهی باشد که بسنگ برآورده باشند. (تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۷ ص ۳۰۴). نام اصحاب رس در دو جی ء قرآن کریم آمده است ، نخست در سورة فرقان (۲۵) آیة ۳۸ و دوم در سورة قاف (۵۰) آیة ۱۲. آیة نخست چنین است : {/Bوَ أَصْحََابَ اَلرَّسِّ وَ قُرُوناً.۵-۹۲۵:۳۸/} و آیة دوم : {/Bوَ أَصْحََابُ اَلرَّسِّ وَ ثَمُودُ.۵-۹۵۰:۱۲/} مفسران دربارة اصحاب رس اختلاف نظر دارند، بقولی جماعتی بودند خداوندان چاهها در بیابانها. و بگفتة دیگر رس نام چاهیست معروف، گروهی بت پرست آنجا فرودآمدند خدای تعالی شعیب رای به ایشان فرستاد، و لی آن قوم دعوت او را اجابت نکردند و سرانجام خداوند چندانکه پیرامون آن چاه بود بزمین فروبرد. و برخی گفته اند رس نام دهیست به فلج الیمامة ، خدای پیغمبری به اهل آن دیه فرستاد، او رای بکشتند و خدای تعالی ایشان رای هلاک کرد. برخی گفتند اصحاب رس بقیة قوم صالح بودند و رس آن چاه بود که آنجا فرودآمده بودند و آن چاهیست که خدای تعالی گفت : {/Bوَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ.۱۲-۱۷۲۲:۴۵/} و بقول برخی از مفسران پیغامبر آنان حنظلة بن صفوان بود و داستانی دربارة آنان آورده اند. و گروهی اصحاب رس رای اصحاب یاسین میدانند و رس نام چاهی است به انطاکیه که ایشان حبیب نجار رای که مؤمن آل یاسین بود بکشتند و در آن چاه افکندند. و مفسران دیگری اصحاب رس رای اصحاب اخدود خواندند و بنظر آنان رس اخدود ایشان بود و در این باره اخباری روایت کرده اند. و بروایتی اصحاب رس گروهی بودند که درخت صنوبر می پرستیدند و آن درخت رای شاه درخت میخواندند و در این باره حکایت مفصلی آورده اند. رجوع به تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۷ ص ۳۰۰ شود. و صاحب حبیب السیر آرد: صاحب صحاح گوید که رس نام جائیست که بقیة قوم ثمود رای بود و در متون الاخبار مسطور است که بقول بعضی از اهل تفسیر رس قومی بودند از یمامه که خدایتعالی پیغمبری رای که نامش حنظله بود و بروایتی یس نام داشت بهدایت ایشان مبعوث گردانید و آن گروه بیعاقبت تکذیب پیغمبر خود کرده او رای در چاهی حبس فرمودند و بسنگی عظیم که جمعی از برداشتن آن عاجز بوده سر آن چاه رای استوار ساختند و غلامی سیاه فام که به آن پیغمبر عالیمقام ایمان آورده بود به پشت خود هیزم کشیده و فروخته از بهای آن طعام میخرید و از شکاف آن حجر در چاه می انداخت تا موجب سد رمق حنظله میشد، و چون مدت دو سال بر این منوال بگذشت منتقم جبار آن کفار رای هلاک گردانید و فرشته ای ارسال داشت تا سنگ رای از سر چاه برگرفته حنظله رای بیرون آورد و به او وحی فرستاد که آن غلام سیاه رفیق تو در بهشت خواهد بود و به روایتی آنکه حق سبحانه و تعالی بسبب حسن نیت و صفای طویت آن غلام رای آن مقدار قوت کرامت کرد که سنگ رای از سر چاه برداشته و ریسمانی فروگذاشت و حنظله رای بالا کشید. اما در تاریخ گزیده حکایت اصحاب رس و حنظله بدین طریق مسطور است که در زمین مغرب از قوم ثمود پادشاهی بود موسوم به رس و این ملک در اوایل حال به پرستش معبود حقیقی قیام مینمود و چون زمان سلطنتش امتداد نمود عجب و غرور به خود راه داده دعوی الوهیت کرد و مردان آن قوم لواطه کردندی و با چهارپایان جمع آمدندی وزنان آلتی از پوست دوخته استعمال نمودندی ، اکنون آن نوع نسوان رای رس خوانند، و گاهی بی از آن آلت خود رای بر هم مالیدندی و حالا مثل آن عورات رای سعتری گویند و چون جرایم و آثام اهل کفر و ظلام از حد اعتدال تجاوز کرد کریم متاعال حنظلة بن صفوان رای که از نسئل فهربن قحطان بود بدعوت ایشان مبعوث گردانید و حنظله مدتی بهدایت ارباب غوایت پرداخته فایده ای بر آن مترتب نشد، لا جرم هلاکت آن قوم رای از حضرت احدیت مسألت نمود و تیر دعای او به هدف اجابت رسیده باری تعالی آب باران رای از ایشان بازگرفت و رس و اتباع او از قحط و تنگی غله بتنگ آمده و این معنی رای از حنظله دانسته او رای تیرباران کردند اما بحسب تقدیر تیر بازگشته بر مقتل تیرانداز می آمد و اکثر لشکرش کشته شد و رس به قلعه رفت و قابض ارواح متاعاقب بدانجا شتافته او یک سال امان طلبید تا ایمان آورد، ملک الموت به اذن الهی رس رای ایمن گردانیده او در آن اوقات به تشیید بروج مشیده از آهن و روی و ارزیز قیام نمود لیکن بر طبق آیة کریمة {/B«أَیْنَمََا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ اَلْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ »۱-۱۰۴:۷۸/}نتیجه ای بر آن ترتیب نیافت و بعد از انقضای مدت مذکور آن بیعاقبت بجانب جهنم شتافت ، و الله اعلم بالصواب . (تاریخ حبیب السیر چ خیام ج ۱). و رجوع به تاریخ گزیده صص ۲۹ -۳۰ و سفرنامة ناصرخسرو ص ۱۲۰ و نزهة القلوب مقالة ۳ ص ۲۶۴ و تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۷ صص ۲۹۹ -۳۰۵ شود.
کلمات همقافیه با «اصحاب رس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر