معنی اصحاب ایکه

معنی اصحاب ایکه

3 بازدید
[ ا ب ا ک ] (اخ ) در قرآن کریم آمده است : {/Bوَ إِنْ کََانَ أَصْحََابُ اَلْأَیْکَةِ لَظََالِمِینَ ۱-۶۱۵:۷۸/}(۱۵/۷۸). و ابوالفتوح رازی آرد: و جماعت اصحاب ایکه و بیشة درختان ، ظالم بودند... حسن گفت : ایکة درختان باشد و جمعش ایک کشجرة و شجر. قال امیة : کبکا الحمام علی فروع الایک فی الطیر الجوانح . و گفتند درختان بهم درشده باشد و گفته اند بیشه باشد و مراد قوم شعیب اند. ایشان اصحاب درختان و بیشه ها بودند و وجه معایش ایشان از آنجا بود، خدای تعالی شعیب رای به ایشان فرستاد و به اهل مدین . و اما اهل مدین چون ایمان نیاوردند خدای ایشان رای به صیحه هلاک کرد و اصحاب ایکه به ظله و آن ابری بود که برآمد و از او آتش بیامد و ایشان را بسوخت . {/Bفَانْتَقَمْنََا مِنْهُمْ ؛۱-۲۱۵:۷۹/} تا از ایشان کینه بکشیدیم بعذاب و آن آن بود که خدای تعالی گرما یی بر ایشان گماشت هفت روز که هیچ آسایش نبود ایشان رای از آن ، آنگه ابری برآمد. ایشان به سایة ابر گریختند و چنان دانستند که ایشان رای در آن راحتی خواهد بود. از آن ابر آتشی بیامد و ایشان را بسوخت . (از تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۶ ص ۱۶۹). و در تفسیر آیة کذب {/Bأَصْحََابُ اَلْأَیْکَةِ اَلْمُرْسَلِینَ ۲-۴۲۶:۱۷۶/}(۲۶/۱۷۶) آرد: بدروغ پنداشتند اهل بیشه پیغامبران . و بعضی گفتند این نام مدینة ایشان است یا آنکه بیشه است و برای این صرف نکرد ایکه رای لا جتماع السببین فیها: التعریف و التأنیث. ابن کثیر و نافع و ابن عامر لیکه خواندند باقی قراء ایکه . ابوعلی فارسی گفت اولیتر آن باشد که بر تخفیف همزه بود مثل لحمر فی الاحمر و امثال ذلک . چون چنین باشد منع صرف رای وجهی نبود، و آیة بعد چنین است : اذ قال لهم شعیب ا لا تتقون . چون گفت ایشان رای شعیب و برای آن نگفت اخوهم که شعیب از ایشان نبود اعنی از اصحاب ایکه و انما از مدین بود نبینی که چون ذکر مدین کرد گفت : و الی مدین اخاهم شعیبا ا لا تتقون . (تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۷ ص ۳۷۳). و رجوع به سورة ۳۸ آیة ۱۳ و سورة ۵۰ آیة ۱۴ و تفسیر آنها در تفسیر ابوالفتوح و قصص الانبیاء ص ۹۴ و نزهة القلوب چ لیدن مقالة ۳ ص ۲۶۹ و لغات تاریخیه و جغرافیة ترکی ج ۱ ص ۱۸۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اصحاب ایکه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «که» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید