معنی اصحاب القریه

معنی اصحاب القریه

5 بازدید
[ ا بل ق ر ی ] (اخ ) در قرآن کریم مراد یاران انطاکیه است : {/Bوَ اِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحََابَ اَلْقَرْیَةِ إِذْ جََاءَهَا اَلْمُرْسَلُونَ .۱-۹۳۶:۱۳/} (۳۶/۱۳)؛ و بزن برای ایشان داستان رای به یاران انطاکیه هنگامی که آمدند به آن ده پیمبران چون فرستادیم . (از تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ۸ ص ۲۶۱). و بلعمی در فصل «در ذکر اصحاب القریه » آرد: و از عجایب که اندر روزگار ملوک طوایف بود دیگر آن بود که خدای عزوجل اندر قرآن یاد کرد و گفت {/Bوَ اِضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحََابَ اَلْقَرْیَةِ إِذْ جََاءَهَا اَلْمُرْسَلُونَ ۱-۹۳۶:۱۳/}و آن دو شهر بود در انطاکیه از زمین موصل و شام و آن سه پیغمبر بودند که خدای تعالی سوی ایشان فرستاد یکی رای نام صادق و دوم را صدوق و سیوم رای شلوم ، پس این دو رای از اول دروغ زن کردند و بدان شهر ملکی بود از رومیان نام او بطلحند و بت پرست بود خدای عزوجل سه دیگر پیغمبر فرستاد و هر سه پیغام بگزاردند و محمدبن جریر گوید که این هر سه از حواریان بودند و نامشان تومار و قاموس و شمعون بود. و خلق رای به خدای همی خواندند و مردی بود در آن شهر و درودگری کردی نام او حبیب و بدیشان گرویده بود و غریب بود و بکنار شهر نشستی و هرچه کسب کردی بهری عیال رای نفقه کردی و بهری درویشان رای دادی ، پس باران از شهر بازایستاد و قحط درافتاد اندر میان ایشان ، پیغمبران رای گفتند {/Bإِنََّا تَطَیَّرْنََا بِکُمْ ؛۲-۴۳۶:۱۸/} شما بر ما شوم آمدید از شهر ما بیرون روید و اگرنه شما رای رجم کنیم ، پیغمبران گفتند طائرکم معکم ؛ شومی خود با شماست که گناه کردید و بت پرستید، پس همه گرد آمدند بر کشتن آن پیغمبران ، چون مرد درودگر بشنید بیامد چنانکه گفت : {/Bوَ جََاءَ مِنْ أَقْصَا اَلْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعی ََ ؛۱-۷۳۶:۲۰/} یعنی حبیب النجار {/Bقََالَ یََا قَوْمِ اِتَّبِعُوا اَلْمُرْسَلِینَ . `اِتَّبِعُوا مَنْ لاََ یَسْئَلُکُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ .۸-۲۰۳۶:۲۰-۲۱/} ایشان درودگر رای گفتند انت معهم ؛ تو متابع آن گروهی ، درودگر گفت {/Bوَ مََا لِیَ لاََ أَعْبُدُ اَلَّذِی فَطَرَنِی وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ۱-۱۰۳۶:۲۲/}و آن پیغمبران رای گفت {/Bإِنِّی آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ ،۱-۴۳۶:۲۵/} ایشان همه بر درودگر گرد آمدند و گفتند تو مردی غریبی و نان و آب از شهر ما میخوری اکنون تو با ایشان یکی گشتی پس حبیب نجار رای چندان لگد بر شکم زدند که هرچه در شکم و ی بود از گلوش برآمد و بمرد و خدای تعالی او رای به بهشت فرستاد، پس چون آن نعمت بهشت بدید گفت {/Bیََا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ . `بِمََا غَفَرَ لِی رَبِّی ؛۵-۱۲۳۶:۲۶-۲۷/} ای کاشکی بدانستندی که خدای تعالی مرا بدان آمرزید که قوم رای مخالف شدم و پیغمبران رای متابع شدم و گور حبیب نجار امروز به انطاکیه است ، پس خدای تعالی مرا بدان آمرزید مر جبرئیل رای بفرمود تا بانگی کرد و آن بت پرستان همه بر جی ء بمردند {/Bإِنْ کََانَتْ إِلاََّ صَیْحَةً وََاحِدَةً فَإِذََا هُمْ خََامِدُونَ .۱-۸۳۶:۲۹/} (از ترجمة طبری بلعمی نسخة خطی کتابخائنة مؤلف). و رجوع به تفسیر ابوالفتوح رازی چ قمشه ای ج ۸ صص ۲۶۶ -۲۷۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اصحاب القریه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید