معنی اصبهبذان
6 بازدید
[ اَ بَ بَ / بُ ] (معرب، اِ مرکب) در اصل زبان پارسی لقبی بود که بر پادشاهان طبرستان اطلاق میشد چنانکه پادشاهان فارس (ایران) را کسری (خسرو) و پادشاهان ترک را خاقان و پادشاهان روم را قیصر میخوانند. (از معجم البلدان). لقب ملوک طبرستان بود. (از المعرب جوالیقی ص ۲۱۸ س ۱۲). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و اسپهبد و اصبهبذ و سپهبد و اسپهبدان شود.[ اَ بَ بَ / بُ ] (اِخ) شهریست به دیلم که پادشاه آن ناحیه در آن سکونت داشت و میان آن و دریا دو میل فاصله بود. (از معجم البلدان). شهریست به بلاد دیلم. (منتهی الارب) (قاموس الاعلام). و رجوع به اسپهبدان و اصفهبدان و مراصدالاطلاع و مرآت البلدان ج ۱ ص ۶۸ شود.
کلمات همقافیه با «اصبهبذان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر