معنی اصبهانات
4 بازدید
[ اِ بَ ] (اِخ) جِ اصبهانة. شهریست در سرزمین فارس. (از معجم البلدان) (مراصد). حمداللََّه مستوفی در ضمن بیان خطهٔ شبانکاره گوید اصطهبنات شهری پردرخت است، هوای معتدل دارد و از هر نوع در آن بود و آب روان بسیار دارد و در آن حدود قلعه ای محکم است، وقت نزاع سلاجقه با شبانکاریان اتابک چاولی آنرا خراب کرد و بعد از آن معمور کردند... برحسب گفتار یکی از محققان اصطهبنات است نه اصبهانات و قصبه ایست نه شهر یعنی برزخ میان شهر و ده. (از مرآت البلدان ج ۱ ص ۴۴). و رجوع به همان صفحه شود.
کلمات همقافیه با «اصبهانات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر