معنی اصباب
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ صَبَب. (منتهی الارب). جِ صبب، زمین نشیب و پستی. (آنندراج). رجوع به صبب شود. || جِ صُبّ. (قطر المحیط). رجوع به صب شود.[ اِ ] (ع مص) در نشیب درآمدن. (منتهی الارب). اَصَبَّ القومُ اصباباً؛ اخذوا فی الصبب. (قطر المحیط) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر