معنی اصآب
6 بازدید
[ اِصْ ] (ع مص) رِشکناک گردیدن سر. (منتهی الارب). پر شدن سر از تخم شپش (رشک) و کیک. (از قطر المحیط). بسیاررشک شدن موی. (تاج المصادر بیهقی). رشک در موی افتادن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «اصآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر