معنی اصآء
6 بازدید
[ اِصْ ] (ع مص) اصآی جوجه؛ به بانگ آوردن آن. (از قطر المحیط) (اقرب الموارد). به بانگ آوردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اصآء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آء» برای سرودن شعر