معنی اشگفیدن
6 بازدید
[ اِ گُ دَ ] (مص) در عجب افتادن. (از آنندراج).[ اِ گِ دَ ] (مص) شکفتن گل. (از آنندراج): همچون شکوفه چشم سپیدم در انتظار تا می ببندد آنچه نخست اشکفیده بود. اثیرالدین اخسیکتی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «اشگفیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر