معنی اشگفت
5 بازدید
[ اِ گَ ] (اِ) غار و رخنهٔ کوه باشد. (برهان) (هفت قلزم). و اصل در آن شگاف و شگافته بوده است. (آنندراج). در فرهنگ جهانگیری بمعنی غار است. و شگفت هم گویند. (شعوری). و رجوع به اشکفت و شکفت شود.[ اِ گُ ] (مص مرخم، اِمص) شکفتن گل. (برهان) (آنندراج). شکفته شده. (ناظم الاطباء). از شِگُفتَن باز شدن گل. (شعوری). شکفتگی گل. (هفت قلزم). و رجوع به اِشکُفت و شکفتن و اشکفتن شود.[ اِ گِ ] (اِ) عجب که از تعجب باشد. (برهان) (هفت قلزم). عجب و آنرا شگفت نیز گویند و در مقام تعجب شگفتا نیز گویند مانند ای عجب. (از آنندراج) (انجمن آرا). عجب. (جهانگیری). || حیرت و تعجب و اضطراب ناگهانی. (ناظم الاطباء). و رجوع به شگفت و شکفت و اشکفت شود.
کلمات همقافیه با «اشگفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر