معنی اشک کباب
6 بازدید
[ اَ کِ کَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رطوبتی که از کباب بر سر آتش بریزد: چکید اشک کباب و نغمه سر کرد لب خشکی بخون از دیده تر کرد. زلالی (از آنندراج). و رجوع به اشک شود.
کلمات همقافیه با «اشک کباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر