معنی اشک خونین
7 بازدید
[ اَ کِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اشک سرخ. (آنندراج): اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند درد عشق است و جگرسوز دوائی دارد. حافظ (دیوان چ قزوینی -غنی ص ۸۴). و رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی شود.
کلمات همقافیه با «اشک خونین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر