معنی اشک خونی
6 بازدید
[ اَ کِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) اشک خونین. اشک سرخ. و رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونین شود.
کلمات همقافیه با «اشک خونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر