معنی اشکفه
6 بازدید
[ اِ کُ فَ / فِ ] (اِ) بهار و شکوفهٔ درخت. (برهان) (آنندراج). اشکوفه. (فرهنگ ضیاء). رجوع به شعوری ج ۱ ص ۱۴۹ شود. زهر. شکوفهٔ درخت. (ناظم الاطباء). || قی و استفراغ. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غثیان. منش گردا. هراش.
کلمات همقافیه با «اشکفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر