معنی اشکستن
5 بازدید
[ اِ کَ تَ ] (مص) شکستن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). شکستن یعنی خرد کردن. (شعوری): عذر طرازی که میر توبه ام اشکست نیست دروغ ترا خدای خریدار.ناصرخسرو. درد زه گر رنج آبستان بود بر جنین اشکستن زندان بود.مولوی. و رجوع به شکستن شود.
کلمات همقافیه با «اشکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر