معنی اشکران
5 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) گریان. اشکبار: چشم خور اشکران به خون شفق راز با قعر چاه میگوید.خاقانی.
کلمات همقافیه با «اشکران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر