معنی اشکر
9 بازدید
[ اَ کَ ] (ع ن تف) سپاسدارتر. حق شناس تر. - امثال: اشکر من بروقة. رجوع به بروقة شود. اشکر من کلب.[ ] (معرب، اِ) قسمی پارچه. رجوع به اشکری شود.[ اَ کُ ] (اِخ) قریه ای است در سوی شرقی مصر. (از معجم البلدان) (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «اشکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر