معنی اشپوختن
6 بازدید
[ اِ تَ ] (مص) اشپیختن. شپوختن. شپیختن. پاشیدن. فشاندن. گل نم زدن. پاشیدن باشد اعم از آنکه آب پاشند یا چیزی دیگر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اشپوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر