معنی اشپشه
6 بازدید
[ اِ پِ شَ / شِ ] (اِ) اشپش. رجوع به اشپش شود: آنکه در انبار ماند و صرفه کرد اشپشه و موش حوادث پاک خورد.مولوی.
کلمات همقافیه با «اشپشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر