معنی اشپش
6 بازدید
[ اِ پِ ] (اِ) اشپشه. کرمی که در غله و پشمینه افتد و تباه کند. کرمکی است خرد که در تابستان لباس پشمینه را ضایع کند و در جو و گندم نیز باشد. (انجمن آرای ناصری) (جهانگیری). اشپشه کرمکی باشد که بیشتر در تابستان و هوای گرم در پوستین و نمد و سقرلاط و صوف و دیگر پشمینه ها و گندم و جو و دیگر غله ها افتد و ضایع کند. (برهان قاطع). سوس. بید.
کلمات همقافیه با «اشپش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پش» برای سرودن شعر