معنی اشواک
6 بازدید
[ اَشْ ] (ع اِ) جِ شَوک. (منتهی الارب) (المنجد). خارها. (آنندراج).[ اِشْ ] (ع مص) خار برآوردن درخت. یقال: اشوکت الشجرة اشواکاً (علی الاصل). (منتهی الارب). خاردار بودن درخت یا پرخار بودن آن. (از المنجد). با خار بسیار شدن درخت. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اشواک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر