معنی اشواء

معنی اشواء

6 بازدید
[ اِشْ ] (ع مص) دادن گوشت به کسان تا بریان سازند. || اشواء قوم را؛ بریان خورانیدن آنان را. (منتهی الارب). اطعام قوم بگوشت بریان. (از المنجد). || اشواء قمح؛ وقت مالیدن رسیدن گندم و صالح بریان کردن شدن آن. (منتهی الارب). اشواء زرع؛ رسیدن کشت (چنانکه مثلاً دانهٔ گندم از پوست بوسیلهٔ مالیدن با دست جدا شود) و برای بریان کردن شایسته گردیدن. (از المنجد). || ما اعیاه و ما اشواه؛ از اتباع است و کذا ما اعیاه و ما اشیاه؛ یعنی چه عاجز است این. (منتهی الارب). || اشواء سَعَف ؛ زرد شدن شاخ خرمابن بعلت خشک شدن. و منه: ما اعیاه و ما اشواه؛ یعنی چقدر ضعیف است. (از المنجد). زرد شدن شاخ خرمابن. (منتهی الارب). || اشواء مرد؛ بقیه ای باقی گذاشتن از عشاء خود. (از المنجد). باقی گذاشتن، یقال: تعشی فلان فأشوی من عشاءه؛ ای بقی منه بقیة. (منتهی الارب). || اشواء مرد؛ کسب کردن مال پست. (از المنجد). || اشواء مرد را؛ اصابت کردن به شوای وی نه کشتنگاه او. (از المنجد). به شوی ََ رسیدن چیزی، یقال: رماه فأشواه؛ اذا اصاب شواه. || ستور ریزه گرفتن. (منتهی الارب). || اشواء سهم؛ به هدف نخوردن تیر. (از المنجد).

کلمات هم‌قافیه با «اشواء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید